Tag: تجربه

  • کارکنان آیینه ای ازرفتارمدیران هستند

    کارکنان آیینه ای ازرفتارمدیران هستند

    وقتی کارمندی نامنظم ویا مرتب دیر به سرکار خود میاید وبطورکلی کم کاری میکند، آنرا در رفتار مدیر یک مجموعه جستجو کنیم.

    کارکنان آیینه ای ازرفتار مدیران آن مجموعه هستند. اگر مدیر متعهد ، وقت شناس ، منظم ، مسئولیت پذیر و … باشد، کارکنان آنرا الگوی کارخود قرار میدهند و اگر مدیری کم کار و بی نظم وغیرمتعهد و… باشد، بطور قطع اثر خود را روی کارکنان خواهد گذاشت . یک مدیر نمیتواند از کارمندان توقع کاری را داشته باشد ،که خود قادر به رعایت آن نیست. بنابراین ازعملکرد کارکنان، میتوان پی به نحوه مدیریت آن مجموعه برد.

    (more…)

  • چه موقع کالا فروش رفته محسوب میشود!!

    چه موقع کالا فروش رفته محسوب میشود!!

    بعضی از صاحبان برند در ایران زمانیکه کالایی را میفروشند و پول آنرا دریافت میکنند ، محصول را فروش رفته به حساب میاورند.

    اما من اعتقاددارم ، زمانی میتوان آن را فروش رفته به حساب آورد که چندماه از خرید و استفاده مصرف کننده آن گذشته و رضایت کامل داشته باشد.( البته اگرآینده برند برایمان اهمیت داشته باشد).

    (more…)

  • چگونه سهم بیشتری از بازارکسب کنیم؟

    چگونه سهم بیشتری از بازارکسب کنیم؟

    بازارهای ایران  در هر حوزه بدلیل عدم خلاقیت و نوآوری بسیار کوچک شده است . بازار سیسمونی هم مستثنی از این قانون نمیباشد.

    تعداد افرادی که در این صنف مشغول به فعالیت میباشند بسیار زیاد است و دیگر جا برای خیلی از افراد کوچک شده است . برای بزرگترکردن بازارباید دست به نوآوری و خلاقیت و تمایززد . متاسفانه در صنف ما این اتفاق کمتر میافتد و اکثریت بدنبال راههای بدون ریسک وکم هزینه ترهستند . سهم بزرگتر همیشه متعلق به کسی است که دست به ابتکار ونوآوری بزندوسهم کوچکتر نصیب اکثریت میشود که باید باهم به رقابت بپردازندو گاهی مجبور به رقابت های ناسالم هم میشوند. یکی از دلایل کسادی افراد همین است که اکتفا به همان سهم کوچک کرده اند و رقابت در آن بواسطه تعدادبیشتر، مشکل تر است .

    (more…)

  • ریشه کسادی بازارمان در چیست؟

    ریشه کسادی بازارمان در چیست؟

    بنظرمن کسادی بازارمان بیشتر علت درونی دارد تا بیرونی.

    شاید دوستان با این گفته من مخالف باشند، ولی اگر کمی به گذشته کاری خود برگردیم، پاسخ آنرا بهتردرمی یابیم. سالهای پر اضطرابی را در کسب و کار پشت سر گذاشته ایم تا بدینجا رسیده ایم. تلاش و زحمت مداومی که طی سالها با توجه به  اوضاع و احوال اقتصادی کشورمان، همواره ما را در مقابل شرایط خاصی قرار داده است را میتوان در نظر داشت، اما این تنها علت رکود بازار نیست و بخش مهمتر، که عامل اصلی آن است را هیچگاه بررسی نکرده ایم. نقش ما، کجای این معادله قرار میگیرد؟ یعنی ما هیچ اشتباهی مرتکب نشده ایم؟ آیا روش هایی که در گذشته از آنها استفاده کرده ایم، هیچ تاثیری در کسادی امروز ما برجای نگذاشته است؟

    (more…)

  • الهام گرفتن بجای تقلید کردن

    الهام گرفتن بجای تقلید کردن

    گاهی با تقلید کردن کورکورانه ناخواسته وارد عرصه ای میشویم که هیچ آگاهی باطنی نسبت به آن نداریم و بجای پیشرفت، خود را به پرتگاه نابودی نزدیک میکنیم. تقلید کورکورانه از ما یک شخصیت غیر مستقل و وابسته میسازد که توانایی بدست گرفتن و کنترل اوضاع کاری را از ما سلب میکند. اراده مان از کنترل خود خارج میشود و از ریشه های کاری خود فاصله میگیریم. اگر توجه کرده باشید همواره کسانی به پیشرفت رسیده اند که استقلال فکری بیشتری نسبت به سایرین داشته اند.

    (more…)

  • اعتبار زیاد بلای جان ما است

    اعتبار زیاد بلای جان ما است

    همیشه سالی یکی دو بار خبر ور شکستگی افرادی را می شنویم و بدون آنکه ریشه یابی کنیم که چرا این اتفاق میافتد، طبق عادت بگردن اوضاع و احوال بازار می اندازیم بدون آنکه در پی علت اصلی آن باشیم.

    یکی دیگر از این عوامل ریشه ای که اگر درست مدیریت نشود مربوط به اعتبار ما میباشد که هیچگاه بصورت منطقی و درست از آن استفاده نشده است . آیا بنظر شما “اعتبار” رشد دهنده است یا نابود کننده؟

    (more…)

  • چرا برخی از کسبه ما همیشه “لنگ” میزنند؟

    چرا برخی از کسبه ما همیشه “لنگ” میزنند؟

    عده ای از دوستان همواره بدنبال گرفتن وام یا پول دستی ویا پول بهره ای هستند.

    مشکل این دوستان سالهاست که به همین روال ادامه داشته و شاید در مواقعی بعد از یک مدت به شکست کسب و کارشان بیانجامد و همواره با مشکلات خود دست به گریبان هستند. بدترین حالت آن زمانی اتفاق میافتد که پول بهره ای تمام سیستم شان را فرا گرفته است.

    مشکل از کجا پیدا میشود؟

    (more…)

  • تفاوت تجربه و علم

    تفاوت تجربه و علم

    تجربه زمانی میتواند مورد استفاده عموم قرار گیرد که با دانش همراه باشد

    بدن یک انسان را در نظر بگیرید و کسب و کارمان را با آن مقایسه کنیم.

    مغز انسان همان مدیریت است و حسابداری و مالی  حکم قلب یک انسان و بقیه عوامل مانند نیروی انسانی که حکم بازوان ، پا ها انگشتان ما را دارد و بقیه اعضا هم سایر عوامل کسب و کار ما میباشد.تمام اعضای بدن از مغز دستور میگیرند. مغز و قلب هر دوبرای حیات انسان لازم است که هر کدام درست کار نکند سایر اعضای بدن را از کار میاندازد.

    تجربه همان دردها است که عوامل بیرونی بدن انسان تا کنون آنرا در یافته است . ما براثر تجربه یاد گرفته ایم چگونه راه برویم ، غذا بخوریم ، فکر کنیم ، بار سنگین بلند نکنیم و ….

    (more…)

  • تفاوت “کاسبی” با “تجارت”

    تفاوت “کاسبی” با “تجارت”

    بعضی از دوستان هنوز باور نکرده اند که گسترده گی کارشان بگونه ای شده است که از مرز کاسبی گذشته است و روابط خود را بدون توجه به گستردگی کارشان هنوز بصورت سنتی نگاه داشته اند

    کاسبی شکل سنتی دارد و تجارت نوع مدرن آن است .

    اگر بخواهیم تعریف کلی ای ازکاسبی داشته باشیم

    کسانیکه  یک حجره یا مغازه را درزمان گذشته بهمراه  یکی دوشاگرد و روابط فوق العاده سنتی و پایبند به تجربه مشغول به دادو ستد خود بودند را کاسب میگفتند. این افراد با شعاع دید کاملاً محدود و متکی به تجربیات خود به کسب و کار در بازار میپرداختند . معمولاً نوع دیدگاهشان نسبت به فروش ، با علم امروز تجارت کاملاًمتفاوت است . تجربه مدیریت شان هم اندازه وسعت فکری و تجربی خودشان بود.

    (more…)