Tag: تجارت

  • برتری یک کسب و کار براساس ویژگی ها

    برتری یک کسب و کار براساس ویژگی ها

     

    هر کسب و کار دارای ویژگیهایی است که رقبای بازار نمیتوانند آنرا براحتی  کپی کنند . این توانایی ها و ویژگیها وجه تمایز رقابت های بازار میباشد که بعضی از این افراد به آن توجهی ندارند.

    ظاهر هر کاری را میتوان کپی کرد اما هیچکس نمیتواند درون آن کاررا براحتی دریابد وکپی کند. افزایش ویژگیهای درون سازمانی میتواند به شایستگی های هرکسب و کاری در بازار کمک بسیاری کند که هیچ رقیبی نمیتواند به آن پی ببرد. استراتژیهای درون سازمانی که بعضی ازآنها سالهای زیادی زمان برده است تا بدین جا رسیده است و الگوبرداری و اجرای آن زحمت بسیار و شاید نتیجه مطلوبی را برای رقبا به همراه نیاورد.

    (more…)

  • کارکنان سهام دار شما هستند

    کارکنان سهام دار شما هستند

    در هر سیستم اولویت با منافع سازمان است و تمامی کارکنان از جمله مدیران باید در راه اعتلای آن قدم بردارند. یک سازمان برای رشد و توسعه خود نیاز به یک همبستگی و همدلی بین کارکنان خود دارد. وظیفه بوجود آوردن چنین همدلی بعهده یک مدیر است .

    اگر یک مدیر فقط بفکر منافع شخصی خود باشد منافع جمعی از بین میرود و هرکسی بدنبال نفع شخصی خود میباشدو منافع کلی سازمان از بین میرود. کارکنان یک سازمان آینه ای از رفتار مدیران آن سازمان هستند. اگر مدیر فرد درستکار، فعال ، مدبر، متعهد و … باشد بطور قطع کارکنان هم ازرفتارمدیرتبعیت میکنند.

    (more…)

  • تناسب تبلیغات با ظرفیت خدمت رسانی

    تناسب تبلیغات با ظرفیت خدمت رسانی

    تبلیغات نقش موثری در پیشرفت کسب و کارایفا میکند و میتواند برند و یا کالای مورد نظر شما را زودتر به مخاطبان معرفی کند. به عبارتی دیگر یک کارت دعوت است که برای مهمانان خود( مشتریان مشکوک ) میفرستید. اما مهمترین مساله این است که آیا ما آمادگی پذیرایی از میهمانان را داریم ؟ چند میهمان را میتوانیم با در نظر گرفتن امکاناتمان به میهمانی دعوت کنیم ؟

    (more…)

  • تغییر درسطح کسب و کار

    تغییر درسطح کسب و کار

    معمولاً تغییرات ظاهری بسیار آسان تر از تغییرات اساسی و باطنی در یک سازمان است .شاید شما وارد یک وزارتخانه شوید و با یک ساختمان شیک و مرتب و نوساز مواجه شوید. وقتی به کارمندان آن وزارت خانه مراجعه میکنید، متوجه خواهید شد که هیچ تغییری صورت نپذیرفته است . بنابراین تغییرات در سطح و ظاهر بسیار راحت تراست .

    در کسب و کارهای ما هم تغییرات بیشتر بصورت ظاهری و در پوسته آن اتفاق میافتد . تغییرات درونی و بیرونی باید با یکدیگر تناسب داشته باشد .

    (more…)

  • چگونه سهم بیشتری از بازارکسب کنیم؟

    چگونه سهم بیشتری از بازارکسب کنیم؟

    بازارهای ایران  در هر حوزه بدلیل عدم خلاقیت و نوآوری بسیار کوچک شده است . بازار سیسمونی هم مستثنی از این قانون نمیباشد.

    تعداد افرادی که در این صنف مشغول به فعالیت میباشند بسیار زیاد است و دیگر جا برای خیلی از افراد کوچک شده است . برای بزرگترکردن بازارباید دست به نوآوری و خلاقیت و تمایززد . متاسفانه در صنف ما این اتفاق کمتر میافتد و اکثریت بدنبال راههای بدون ریسک وکم هزینه ترهستند . سهم بزرگتر همیشه متعلق به کسی است که دست به ابتکار ونوآوری بزندوسهم کوچکتر نصیب اکثریت میشود که باید باهم به رقابت بپردازندو گاهی مجبور به رقابت های ناسالم هم میشوند. یکی از دلایل کسادی افراد همین است که اکتفا به همان سهم کوچک کرده اند و رقابت در آن بواسطه تعدادبیشتر، مشکل تر است .

    (more…)

  • تفاوت میان “اعتبار” و “وجهه”

    تفاوت میان “اعتبار” و “وجهه”

    در بازار عامل بسیار مهمی وجود دارد بنام “وجهه” و از آن می توان بعنوان یکی از مهمترین عوامل موفقیت در کسب و کار ایرانی نام برد.

    “وجهه” ، “آبرو” و یا به عبارتی همان “کاریزما” عاملی است که بالاتر از “اعتبار” می باشد و مجموعه ای از گفتار، کردار و افکار ما را در کسب کار شکل میدهد که توسط همکاران و افراد پیرامون ما تعیین می شود.

    (more…)

  • ریشه کسادی بازارمان در چیست؟

    ریشه کسادی بازارمان در چیست؟

    بنظرمن کسادی بازارمان بیشتر علت درونی دارد تا بیرونی.

    شاید دوستان با این گفته من مخالف باشند، ولی اگر کمی به گذشته کاری خود برگردیم، پاسخ آنرا بهتردرمی یابیم. سالهای پر اضطرابی را در کسب و کار پشت سر گذاشته ایم تا بدینجا رسیده ایم. تلاش و زحمت مداومی که طی سالها با توجه به  اوضاع و احوال اقتصادی کشورمان، همواره ما را در مقابل شرایط خاصی قرار داده است را میتوان در نظر داشت، اما این تنها علت رکود بازار نیست و بخش مهمتر، که عامل اصلی آن است را هیچگاه بررسی نکرده ایم. نقش ما، کجای این معادله قرار میگیرد؟ یعنی ما هیچ اشتباهی مرتکب نشده ایم؟ آیا روش هایی که در گذشته از آنها استفاده کرده ایم، هیچ تاثیری در کسادی امروز ما برجای نگذاشته است؟

    (more…)

  • شخص محور بودن در فروش

    شخص محور بودن در فروش

    اغلب، کسب و کار، بر روی شخصیت کاریزماتیک یک فرد پایه گذاری می شود و به نوعی شخص محور است. تنها زمانی که فرد، در مصدر کار می باشد فروش بالایی صورت خواهد گرفت و شهرت و نام آن شخص باعث جذب بیشتر مشتریان به سمت خود می شود که نتیجه سالها تلاش اوست.

    مشتریان به واسطه اعتمادی که سالها به آن دارند، از او خرید می کنند. نمونه های زیادی از این افراد در فضای کسب و کار به چشم میخورد. این اشخاص نه استراتژی دارند و نه برنامه ریزی و … همان روشی که سالهاست کار کرده اند، ادامه میدهند و به رشدی نسبی میرسند. این روش ارتباط مستقیم با شخصیت ذاتی آن شخص دارد و نمیتوان بعنوان یک روش و یک قانون در تجارت مورد استفاده عموم قرارداد. این افراد از یک روش مختص خود استفاده میکنند و هدفشان اعتمادسازی در بین مشتریان است. بیشتر سلیقه ای و متناسب با شخصیت آنها میباشد.

    (more…)

  • نتیجه برد-برد به سود مشتری

    نتیجه برد-برد به سود مشتری

    در کسب و کارهایی که در پایه سنتی جریان دارد، دو طرف مورد معامله برای گرفتن امتیاز به چانه زنی میپردازند و تلاش برسر منافع بیشتر است. برای هیچکدام چه فروشنده و خریدار مهم نیست که بعد از معامله چه اتفاقی برای طرف مقابل بیافتد فروشنده به محض دریافت وجه خود، دیگر کاری به مشتری ندارد که سود میبرد و یا زیان، منطق فروشنده بر این است: “میخواست حواسش را جمع کند”.

    (more…)

  • پیشرفت کسب و کار ارتباط مستقیم با دانش مدیریت دارد

    پیشرفت کسب و کار ارتباط مستقیم با دانش مدیریت دارد

    در تجارت راه کوتاه مدتی برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد ماندگاری نخواهد داشت مگر که هم زمان با پیشرفت، زیر ساخت های آنهم بوجود آمده باشد. شاید شما در یک برهه از زمان تجارت کوتاه مدت خوب با بهره وری بالایی داشته باشید اما برای ماندگاری نیاز به دانش سطح خود دارید اکثر تولیدکنندگان ما چند سالی را بعنوان خاطرات کاری نام میبرند ولی تاکنون به ذهن شان خطورنکرده است که چرا چراغ تجارتشان رو به خاموشی رفته است.علت بسیار روشن است…

    (more…)

  • الهام گرفتن بجای تقلید کردن

    الهام گرفتن بجای تقلید کردن

    گاهی با تقلید کردن کورکورانه ناخواسته وارد عرصه ای میشویم که هیچ آگاهی باطنی نسبت به آن نداریم و بجای پیشرفت، خود را به پرتگاه نابودی نزدیک میکنیم. تقلید کورکورانه از ما یک شخصیت غیر مستقل و وابسته میسازد که توانایی بدست گرفتن و کنترل اوضاع کاری را از ما سلب میکند. اراده مان از کنترل خود خارج میشود و از ریشه های کاری خود فاصله میگیریم. اگر توجه کرده باشید همواره کسانی به پیشرفت رسیده اند که استقلال فکری بیشتری نسبت به سایرین داشته اند.

    (more…)

  • اعتبار زیاد بلای جان ما است

    اعتبار زیاد بلای جان ما است

    همیشه سالی یکی دو بار خبر ور شکستگی افرادی را می شنویم و بدون آنکه ریشه یابی کنیم که چرا این اتفاق میافتد، طبق عادت بگردن اوضاع و احوال بازار می اندازیم بدون آنکه در پی علت اصلی آن باشیم.

    یکی دیگر از این عوامل ریشه ای که اگر درست مدیریت نشود مربوط به اعتبار ما میباشد که هیچگاه بصورت منطقی و درست از آن استفاده نشده است . آیا بنظر شما “اعتبار” رشد دهنده است یا نابود کننده؟

    (more…)

  • شهرت نام تجاری دربین مخاطبین

    شهرت نام تجاری دربین مخاطبین

    در مطالب قبل راجع به برند و نام تجاری موارد بسیاری ذکر شد. با توجه به شرایط کسب و کار امروز که با سرعت بسوی فضای رقابتی پیش میرود این نکته قابل تعمق است که جایگاه هر برند در کجای این بازار قرار گرفته است و چه سهمی از این بازار را نصیب خود کرده است .

    مصرف کنندگان هر روز با نام های تجاری جدید و قدیم روبرو هستند و هر مشتری با انگیزه ای متفاوت اقدام به خرید محصول میکند. جدال و رقابت بسیاری، بین برندهای تجاری برسرجذب مصرف کنندگان بیشتر در جریان است که هرکدام برای سهم بیشتر تلاش میکنند.

    (more…)

  • ارزش گذاری بر روی برندها

    ارزش گذاری بر روی برندها

    دو برند را در نظر بگیرید ، یکی برای فروش از تخفیف زیادی استفاده کند و دیگری هم با قیمت ثابت کالای خود را بفروش برساند

    به نظر شما بعنوان یک مشتری آیا هردوبه یک اندازه  ارزش آفرینی کرده اند؟ کدامیک نزد مشتری ارزش بالاتری را کسب کرده است ؟

    وقتی مشتری با برندی که شرایط سخت گیرانه تری  نسبت به سایربرندها دارد مواجه میشود ،ناخواسته این فکر در ذهن مشتری ایجاد میشودکه ” حتماً آن برند، بهتر است ” در صورتیکه شاید عکس آن باشد.بنابراین نوع فروش  بنوبه خود میتواند ارزش آفرینی بیشتری در اذهان مشتریان ایجاد کند .

    (more…)

  • تفاوت “کاسبی” با “تجارت”

    تفاوت “کاسبی” با “تجارت”

    بعضی از دوستان هنوز باور نکرده اند که گسترده گی کارشان بگونه ای شده است که از مرز کاسبی گذشته است و روابط خود را بدون توجه به گستردگی کارشان هنوز بصورت سنتی نگاه داشته اند

    کاسبی شکل سنتی دارد و تجارت نوع مدرن آن است .

    اگر بخواهیم تعریف کلی ای ازکاسبی داشته باشیم

    کسانیکه  یک حجره یا مغازه را درزمان گذشته بهمراه  یکی دوشاگرد و روابط فوق العاده سنتی و پایبند به تجربه مشغول به دادو ستد خود بودند را کاسب میگفتند. این افراد با شعاع دید کاملاً محدود و متکی به تجربیات خود به کسب و کار در بازار میپرداختند . معمولاً نوع دیدگاهشان نسبت به فروش ، با علم امروز تجارت کاملاًمتفاوت است . تجربه مدیریت شان هم اندازه وسعت فکری و تجربی خودشان بود.

    (more…)